www.womansrights.org                        انجمن حق زنان        

 به‌ تارنمای انجمن حق زنان خوش آمدید                                                           انجمن حق زنانحقوق زنان حقوقی انسانیست                                                      

 
جایگاه زن در جمهوری اسلامی و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان
ستاره سلطانی

سی سال از عمر کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان می گذرد. در هجدهم دسامبر ١۹۷۹ مجمع عمومی سازمان ملل متحد کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان را به امضاء رساند.
تاکنون ۸۶ کشور جهان این پیمان را امضاء کرده اند و هفت کشور از جمله ایران از پیوستن به آن خودداری کرده اند.
در طی  سی سال که از عمر کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان می گذرد. کشورهای امضاء کننده متعهد شده اند که تلاش برای برابری زن و مرد در جامعه را تسریع بخشند.
و اما در ایران، لایحه پیوستن دولت ایران به این کنوانسیون در دولت گذشته محمد خاتمی به مجلس فرستاده شد و نمایندگان دوره ششم مجلس حکومت آن را تصویب کردند، اما در نهایت این لایحه توسط شورای نگهبان رد شد.
در ابتدا مشخص بود که اگر روند پیوستن به این کنوانسیون روند عادی خودش را طی می کرد و ایران به این کنوانسیون می پیوست و با توجه به قوانینی که علیه زنان به تصویب رسانده بود و با سرکوب لجام گسیخته ای که علیه فعالات جنبش زنان اعمال نموده بود، می بایست به سؤالات بسیاری پاسخ می داد که بخاطر ماهیت ایدئولوژیکی اسلامی رژیم قادر به پاسخگویی به آنها نبود. حال نگاهی کوتاه به پایه های توجیهی ستم بر زنان در نظام ایدئولوژیکی اسلامی می اندازیم:
بدون شک آنچه سرفصل توجیهات ستم بر زن در نظام عقیدتی اسلامی محسوب می شود تعریف موجودیت زن از زاویه ای صرفاً جنسی است.
با این بینش، زن از زاویه ای جنسی تعریف و مشخص می شود، ناگزیر مجموعه قوانین، حدود اختیارات و وظائف او نیز از این زاویه برای او ترسیم می شوند.
این نگرش در طول سالیان متمادی، تأثیرات خود را بر روابط انسانها (زن و مرد) حفظ کرده و با توجیهات فیزیولوژیک و شبه علمی توأم شده.
بدین مفهوم جنس زن تولید کننده اصلی نابرابری و وجود روابط استثمارگرانه است. زن به دلیل اینکه زن است محکوم به تحمل وضع موجود است.
به نظر آنها این وضع نه ریشه در تضادهای طبقاتی و اجتماعی، بلکه ریشه در طبیعت و زن بودن زن دارد.
این توجیهات واپسگرایانه و ارتجاعی بر پایه نظرات تئوریسین های اسلامی است.
اشاره ای کوتاه به نظرات مطهری یکی از تئوریسینها و ایدئولوگرهای رژیم در کتاب (نظام حقوق زن در اسلام) می کنم:
در مورد حقوق زن در اجتماع نیز طبعاً چنین تردید و پرسشی است که آیا حقوق طبیعی و انسانی زن و مرد همانند و متشابه است یا ناهمانند و نامتشابه. یعنی آیا خلقت و طبعیت که یک سلسله حقوق به انسانها ارزانی داشته است، آن حقوق را دوجنسی آفریده یا یک جنسی؟
آنچه از نظر اسلام مطرح است این است که زن و مرد به دلیل اینکه یکی زن است و دیگری مرد در جهات زیادی مشابه یکدیگر نیستند، جهان برای آنها یکجور نیست، خلقت و طبیعت آنها را یکنواخت نخواسته است، و همین ایجاب می کند که از لحاظ بسیاری حقوق و تکالیف و مجازاتها وضع مشابهی نداشته باشند.
از جمله تفاوتها به عقیده مطهری اندام درشت تر مرد، مغز بزرگتر مرد، احساسات بی ثبات تر زن، پرحرف تر و ترسو بودن زن، نرسیدن زن به علوم استدلالی و مسائل خشک عقلانی به پای مرد و... می باشد.
تحت چنین تعالیم مرتجعانه ای فشارها و محدودیت ها علیه زنان در ایران تحت حاکمیت اسلامی برجسته و جان می گیرد.
در حال حاضر پایه توجیهات ایدئولوژیک محروم ساختن زنان از بسیاری حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی تأکید بر ارگانیسم بدنی و روحی اوست. در این رابطه موجودیت فیزیکی و روانی زن امری طبیعی و لایتغیر، آنهم ناشی از تدبیر و حکمت خالق عالم وانمود می شود.
محدودیت های مختلف بر زن از آنرو بر وی تحمیل می شود که زن است.
برخی از نابرابریها میان زن و مرد که در فقه پذیرفته شده است:
- نابرابری خون بها (دیه)
- نابرابری سهم الارث
- گواهی و شهادت دو زن برابر یک مرد
- تصمیم گیری در طلاق و رجوع
- مجاز نبودن به قضاوت، امامت و رهبری
- حق حضانت
و اما با افزایش مشارکت زنان در عرصه های اجتماعی و افزایش نقش آنها در تولید و مخاطب قرار گرفتن آنها در جامعه، دگرگونی در اندیشه فقیهان بعید و دور از نظر نیست. به نظر می رسد با دگرگونی در وضعیت حقیقی زنان که بطور بین المللی و جدی در حال تحقق است، اعتبار احکام فقهی بیش از گذشته مورد پرسش جدی قرار گرفتند.

در کنار به اجرا در آوردن این مفاهیم و تئوری های فقهی  ضدانسانی و ضدزن، جمهوری اسلامی زنان را به دلیل نقش برجسته شان در جنبش های اجتماعی که به دنبال برابری حقوق زن و مرد و عدالت اجتماعی هستند به شدت تحت فشار قرار داده است و  تعقیب و آزار فعالان حوزه زنان را با جدیت دنبال کرده و هرگونه صدای حق طلبانه زنان را با سرکوب و زندان پاسخ می دهد.  نیمی از جمعیت ایران را زنان تشکیل می دهند. به همین نسبت نیز زنان در مسائل اجتماعی و مبارزات و اعتراضات جاری مردم ایران  نقش تاثیرکننده داشته اند. جمهوری اسلامی  به این نقش واقف بوده و برای به عقب راندن روحیه مبارزه جوئی آنها، بیشترین سرکوب های اجتماعی را برآنان اعمال می کند.

یازدهم آذر ١۳٨٨