سحرگاه یکشنبه پنج قلب در زندان اوین تهران از تپیدن ایستاد

 

فرزاد کمانگر معلم زحمتکش کرد که مسئولیت در برابر دانش آموزان و آگاهی بخشیدن به آنان را حرفه معلمی خود می دانست و آرزو داشت تا کودکان دانش آموز، سازندگان جامعه ای نوین شوند، اعدام شد. فرزاد از درون زندان دهها نامه به دانش آموزانش نوشت و صدها نامه از دانش آموزانش دریافت کرد. او به آنان درس مبارزه علیه فقر و جهل و خرافه می داد. درس فداکاری و مبارزه برای تحقق جامعه ای نوین. جامعه ای عاری از فرودستی زنان، فقر و رنج،  سرکوب و بی حقوقی، استثمار و ستم.

 

شیرین علم هولی از فعالین زن کرد را اعدام کردند تا به هزاران زن جسوری که به میدان مبارزه برای رهایی و برابری پا نهاده اند، نشان دهند که زن در نظام جمهوری اسلامی بالقوه مجرم است. زن بودن و کرد بودن دو جرم بالقوه در نظامی است که برای مرعوب کردن زنان ومردم ایران و ایجاد رعب و وحشت طی سی و یک سال گذشته وحشیانه فعالین سیاسی کرد را اعدام کرده است.

 

 فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان به هزاران انسانی پیوستند که طی سی و یک سال گذشته در جوخه های اعدام نظام جمهوری اسلامی به قتل رسیدند  تا جمهوری زن ستیز اسلامی، جمهوری سرکوبگر ملل کرد و بلوچ و عرب ... جمهوری استثمارگرو سرکوبگر کارگران و زحمتکشان بتواند ایران را به زندان بزرگ اکثریت مردم تبدیل کند.

 

فرهاد وکیلی و علی حیدریان نیز از فعالین کرد بودند و هم  پرونده های فرزاد کمانگر  که همراه او و مهدی اسلامیان در سحرگاه یکشنبه به قتل رسیدند. آنان مانند هزاران هزار انسان مبارز راه جان باختن برای دست یابی به یک جامعه نوین انقلابی را می دانستند. شیرین علم هولی تا آخرین لحظه مرگ به شرکت در نمایش تلویزیونی به عنوان شرط آزادی اش تن نداد. او حاضر نشد یاس بر دل جوانانی  بنشاند که با هزاران امید و آرزو طی یک سال گذشته نبرد جدی را برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی به پیش برده اند.

 

امروز غمگینیم و خشمگین، غم و خشمی که می بایستی جان مایه پیکار ما برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و ایجاد  جامعه ای باشد که در آن آرزوها و آرمان های فرزاد ها، شیرین ها، فرهاد ها و ... تحقق یابند. جامعه ای که هیچ زنی فرودست نباشد، ملتی تحت ستم نباشد، نه فقط دست دین از همه شئونات زندگی مردم  برچیده شود، بلکه کسی بدلیل مقابله با خرافه و جهل و دگراندیشی مورد تعقیب و آزارقرار نگیرد، هیچ دانشجوئی  برای دفاع از آزادی و  بیان حقایق علمی، زندانی و شکنجه و اعدام نشود. هیچ کارگری نه فقط برای برگزاری اول ماه مه و حق تشکل شلاق نخورد و زندانی نشود، بلکه بساط استثمار و ستم بر کارگران و زحمتکشان برچیده شود.

بدون شک بر خاکستر این نظام، شاهد روزی خواهیم بود  که درمدارس،  دانش آموزان زندگی و مبارزه امثال فرزاد کمانگرو نامه هایش  را در کتاب های درسی خواهند خواند.

 

سازمان زنان هشت مارس (ایران، افغانستان)

20 اردیبهشت 1389

9 مه 2010