www.womansrights.org                        انجمن حق زنان        

 به‌ تارنمای انجمن حق زنان خوش آمدید                                                           انجمن حق زنانحقوق زنان حقوقی انسانیست                                                      

 

روجا چمنکار، برنده ی جایزه شعر «خورشید» ایران

سهیلا میرزائی

نوشتن بر اساس تجربه‌های زیستی شخصی که در طول تاریخ برای زنان به صورت تابو بوده است. به نوعی بازتاب تفکر زنان و اندیشیدن زنان راجع به خودشان هست، نگاهی از خود به خود و نه نگاهی از بیرون.

شهرزادنیوز : روجا چمنکار متولد سال 1360 ، شاعر جوانی است که در استان بوشهر «برازجان» چشم به جهان پیرامون خود باز کرد و شرایط مناسب خانوادگی به او فرصت داد تا استعدادهای هنری خود را کشف و فعالیت هایش را از کودکی تا کنون ادامه دهد .
او در رشته «سینما» دانشگاه هنر ایران موفق به اخذ لیسانس شد و سپس توانست کارشناسی ارشد خود را در همان دانشگاه در رشته «ادبیات نمایشی» به پایان برد.
روجا چمنکار سه مجموعه شعر با نام های «رفته بودی برایم کمی جنوب بیاوری» در سال 1380، «سنگ های نه ماهه» در سال 1381 و «با خودم حرف می زنم» در سال 1387 منتشر کرده است. مجموعه اول او توانست کاندیدای سومین دوره شعر امروز ایران «کارنامه» و دومین مجموعه اش برگزیده شعر پروین اعتصامی و همینطور برگزیده چهارمین دوره جایزه شعر امروز ایران «کارنامه» شود. و اکنون سومین مجموعه اش برنده جایزه «خورشید» شده است، جایزه ای که به همت سپیده جدیری «شاعر» برای زنان بنیان گذاشته شده است.

ـ شما از جمله شاعرانی هستید که حضور جنجالی در فضای ادبی ایران ندارید، به عبارتی دچار بیماری بهترین و اولین... نیستید و در عین حال حضور فعالی در شعر نسل جوان امروز پیدا کرده اید. خودتان از چه منظری به آن نگاه می‌کنید؟

- جنجال و گردو خاک کردن چیزی به من و شعرم نخواهد افزود، ترجیح می دهم انرژی و وقتم را بر خواندن و نوشتن و مسائلی مهمتر بگذارم .مهمتر آنکه کار مداوم دنیاها وابعاد تازه ای را برای شعرم می آفریند و لذتی به تداوم من در شعرم می بخشد که با هر بار دست کشیدن بر کلمات، لمسی تازه درونم زنده می شود. جدال من با اولین و کم رنگ و پر رنگ بودن نیست. جنجال من درون خودم هست، جدال با لایه هایی که باید کشف شان کنم .

ـ این جایزه چه نقشی در آینده شعر شما می تواند داشته باشد؟
- قطعا هر اتفاقی تاثیر خودش را در لحظه های بعد از افتادنش می گذارد. فکر می کنم برایم تلنگر بجایی بود که بیشتر و بیشتر کار کنم.

ـ عده ای اعتقاد به نوشتار زنانه دارند و آن را متفاوت نویسی بر اساس جنسیت می دانند و عده ای دیگر آن را نوعی نگاه نابرابر به ادبیات زنان و مردان می‌بینند، شما چگونه می بینید؟

- همانطور که قبلا هم گفته‌ام، بروز و حضور جنسیت در یک نوشته به معنای جداسازی نیست، بلکه متفاوت نویسی به دلیل تفاوت‌هایی ست که به طور طبیعی در نوشتن بروز می‌کند. نوشتن بر اساس تجربه‌های زیستی شخصی که در طول تاریخ برای زنان به صورت تابو بوده است. به نوعی بازتاب تفکر زنان و اندیشیدن زنان راجع به خودشان هست، نگاهی از خود به خود و نه نگاهی از بیرون. نگاهی که همواره بنا به دلایل و محدودیت های اجتماعی فرهنگی وسیاسی از بودنش هراسیده‌ایم و به منع‌اش دامن زده‌ایم. بخش عظیمی از آگاهی برای تلاش و رسیدن به آزادی نتیجه‌ی همین بازتاب اعتراضی ست که زنان در ادبیات نیز آن را با زبانی اعتراضی گسترش داده اند. البته که نمی‌توان کلی حرف زد و تمام انچه را که زنان می نویسند به صرف پر رنگ بودن جنسیت در نوشته در این حرکت موثر دانست، مهم اثری‌ست که به خلق و پیشنهادی تازه منجر شده باشد. یعنی نوشتار زنانه‌ای که لایه‌هایی برای زایشی نو دارد با نوشته‌ای که صرفا جنس زن می‌نویسد، دو بحث متفاوت است.

 ـ با توجه به تجربه ای که در فیلم سازی نیز دارید، آیا تا کنون به فکر چند رسانه ای کردن آثارتان بوده اید؟ اینکه تجربه شعر و فیلم را با افکت های نوتری بیامیزید، برای مثال افکت صوتی که بتواند با شعر شما در تصویر دنبال شود و روایت کلاسیک جانشین روایت از نوع دیگری شود. آیا اصولا تمایل به اینگونه کار کردن دارید؟

- من بر این باورم که دیگر مرزی میان هنرها نیست و تعاریف کلاسیک و کادربندی شده برای هنرها دیگر کارایی خود را از دست داده اند. تلفیق هنرها و استفاده از قابلیت های هر هنر در هنری دیگر ابعاد تازه ای را در خلق اثر ایجاد می کند. می توان از سینمای شاعرانه یا شعر سینمایی و تصویری فراتر رفت، حتی از هنرهای تلفیقی چند رسانه ای و پرفرمنس وهنر های مفهومی فراتر رفت، فرای نام گذاری در هنر . دنیای پیچیده ی امروز به در هم تنیدنی فرای آنچه بوده و تکرار شده و تا امروز کش آمده دارد. شناخت سینما برای من نقطه ی شروعی برای هم آمیزی و تنیدگی دیگر گونه اش با شعر است.