www.womansrights.org                        انجمن حق زنان        

 به‌ تارنمای انجمن حق زنان خوش آمدید                                                           انجمن حق زنانحقوق زنان حقوقی انسانیست                                                      

 

وقتی زنی جایزه می‌گیرد، هنوز امر مهمی محسوب می شود

مصاحبه میرن گاتیرز با لوئیس داوتی، داستان‌نویس و منتقد  

انجمن حق زنان : بین سال‌های 1901 و 2009 به 106 نویسنده 102 بار جایزه نوبل داده شده است. فقط ده نفر آنان زن بوده اند. در این بین، جازه "من بوکر" در چهل سال گذشته به 15 زن تعلق گرفته است .
سال 2009 به عنوان سالی به یاد خواهد ماند که دو زن، هرتا مولر و هیلاری مانتل، دو جایزه از معتبرترین جوایز ادبی را به خود اختصاص دادند. اما تحت شرایط مساوی، نباید این امر مکررتر روی دهد؟
از همه چیز گذشته، در بازار کتاب بسیاری از کشورها، زنان بیش‌تر از مردان داستان می‌خوانند. آمارهای این رشته از انجمن کتابفروشان ایالات متحده و گروه تحقیق صنعت کتاب نشان می‌دهند که "داستان‌های" زنان حداقل 40 درصد کتاب‌های داستانی محبوب بزرگسالان را که در ایالات متحده به فروش رفته است، و تقریبا 60 درصد از کتاب‌های داستانی محبوب را تشکیل می‌دهند. بنا به آمار مؤسسه نظرسنجی گالوپ، ما از یک صنعت 24 میلیارد دلاری سخن می‌گوییم. در سایر زبان‌ها هم وضع به همین گونه است.
لوییز داوتی، نویسنده، نمایشنامه‌نویس و منتقد ادبی با "آی پی اس" درباره موقعیت زنان در ادبیات و نقش جوایز ادبی و جنسیت صحبت می‌کند. داوتی عمدتا به عنوان منتقد و مجری رادیو – تلویزیون در بریتانیا کار می‌کند و یکی از اعضای هیئت داوری "جایزه من بوکر" 2008 در زمینه داستان‌نویسی بوده است.

آی پی اس: سه زن (نادین گوردایمر، تونی موریسون و ویسلاوا شیمبورسکا) طی دهه نود و سه زن دیگر (الفریده جلینک، دوریس لسینگ و هرتا مولر) پس از آن برنده جایزه ادبی نوبل شدند. فکر نمی‌کنید نوبل دارد به برابری زن و مرد نزدیک‌تر می‌شود؟

لوئیز داوتی: اوضاع مسلما بهتر می‌شود. اما این بهبود هنوز بسیاری آهسته است. فکر می‌کنم همه می‌دانیم ما وقتی به برابری در ادبیات رسیده‌ایم که هیچ کس فکر نکند وقتی زنی برنده می‌شود، اتفاق خاصی افتاده است. اما در حال حاضر، وقتی یک زن می‌برد، هنوز امر مهمی است.

- مردم می‌گویند زنان جوایز این سال را "تحت سلطه" گرفتند چون تعداد کمی از مردان در لیست کاندیداهای جایزه من بوکر بودند.

- خیلی جالب است. من در یک برنامه رادیویی در بریتانیا بودم و آن‌ها درباره "سلطه زنان" در لیست کاندیداها صحبت می‌کردند. اما در واقع در لیست نام سه زن و سه مرد بود. ظاهرا معنای سلطه این است! من به عنوان یکی از داوران "من بوکر"، احساس کردم (امسال) رسانه‌ها آماده و منتظر یک مجادله درباره جنسیت هستند. آن‌ها آماده بودند تا آن را راه بیاندازند.
در سال‌های اخیر به نظر می‌آید (جوایز ادبی) برابری [جنسیتی] بیش‌تری را عرضه می‌کنند. اما این پیشرفت در سال‌های اخیر روی داده است. اگر به یاد داشته باشید، جایزه "اروانج" برای داستان - مختص زنان داستان‌نویس - در سالی پایه گذاشته شد که در آن "جایزه من بوکر" اصلا زنی را در لیست خود نداشت. آن موقع بود که گروهی از زنان گفتند "این مسخره است" و جایزه "اورانج" را (در 1992 که در سال 1996 آغاز به کار کرد) پایه گذاشتند.

- پیتر انگلند، یکی از اعضای هیئت داوران جایزه نوبل ادبیات، گفته است که این هیئت در انتخاب نویسندگان، زیادی "اروپامحور" است. چطور شده که اکنون این موضوع به یک مسئله تبدیل شده، اما تعداد کم زنان برنده، که در واقع فقط 10 درصد هستند، مسئله‌ای نیست؟

- فکر می‌کنم او به نکته‌ درستی اشاره کرده است. باید توجه کنیم که تعداد داستان‌نویسان اروپایی زیاد است، اما به این هم باید توجه کنیم که بسیاری از آنان مرد بوده اند. و جایزه نوبل جایزه‌ای نیست که ناشران بتوانند داستان‌نویسان خود را به آن تحمیل کنند. این یک روند عادلانه مخفی است. چنین روندهایی همیشه هم‌راستا با وضعیت موجود، نهاد یا افرادیست که به آن خو گرفته‌اند، و این اغلب مردان سفیدپوست اروپایی را شامل می شود. بنابراین فکر می‌کنم، او نکته‌ای را طرح می‌کند که درست است؛ فقط لازم است این نکته را بیش‌تر بسط دهیم و کم بودن تعداد زنان برنده جایزه را هم به آن اضافه کنیم.
به گمان من این اگر روند اعطای این جایزه‌ها شفاف نباشد، این مشکل همیشه وجود خواهد داشت. در مورد جایزه "من بورکر"، روند گزینش بسیار روشن و آشکار است. جایزه نوبل متفاوت است. به نظر می‌آید در آن روند، شناخت از افراد، شهرت و این جور چیزها نقش داشته باشند.

- مثل این است که می‌گویید مردان آکادمیک که "شهرت برایشان مهم است" نباید دعوت شوند که عضو هیئت‌های داوری شوند، چون بیش‌تر می‌خواهند نویسنده‌ای "فرهیخته" را انتخاب کنند که در ضمن بازتاب فرهیختگی خودشان هم است. چگونه می‌توان کیفیت هیئت‌های داوری را به نفع زنان بهتر کرد؟

- فکر می‌کنم اکثر هیئت‌های داوری باید تلاش خود را بکنند تا برابری بین زن و مرد رعایت شود. این موضوع حساسی است. اگر تعداد داوران مرد زیاد باشد، تعداد مردان برنده هم زیاد خواهد شد. زیرا قضاوت ادبی، فقط به مسئله کیفیت برنمی‌گردد، بلکه به شخصیت آدم‌ها هم مربوط می‌شود. مردم داستان‌هایی را دوست دارند که خودشان را در آن بیابند، نه فقط طبیعت بشری را. و به نظرم روشن است که از نظر تاریخی، وقتی هیئت داوری از مردان سفیدپوست میان‌سال تشکیل شده باشد، بسیاری از برندگان جوایز مردان میان‌سال سفیدپوست خواهند بود.
(هرچند) گفته‌های مرا درباره مردان آکادمیک از متن خودش خارج کردند. آن گفته‌ها بخشی از یک بحث طولانی درباره ماهیت داوری "جایزه من بوکر" بود. خبرنگاران نکات دیگری را نیز حذف کردند و از آن تیتری ساختند که دقیقا گفته‌های من نبود. اما نکته جالب برای من در این جنجال، واکنش مردان آکادمیسین بود. کاملاً زهرآگین... و آن هم از سوی مردانی که از بهترین آکادمیسین‌های کشور ما هستند! تنها کاری که از دستشان برآمد، توهین شخصی بود. طوری که این حس به من دست داد که بدون این که بدانم، به جای مهمی انگشت گذاشته‌ام.

- چگونه است که داستان‌های زنانه با داستان تفاوت دارد؟ آیا ناشران و کتابفروشان داستان‌های زنانه را از روند اصلی داستان متمایز می‌کنند؟ فکر می‌کنید این موضوع بر جایگاه زنان نویسنده در ادبیات تأثیر دارد؟

- این کار را می‌کنند. مسئله به بازاریابی برمی‌گردد. ناشران باید پول دربیاورند. آن‌ها همیشه می‌خواهند بازار طبق همان روندی که باشد که قبلا فروش داشت. بنابراین تعداد زیادی از زنان نویسنده خوب که از زاویه‌ای رمانتیک، کتاب می‌نویسند، در نوعی "گتو" گرفتار می‌شوند که بیرون آمدن از آن بسیار دشوار است. اگر چه این امر هم رو به بهبود است.
از نظر تاریخی، این تصور وجود دارد که داستان‌های زنانه، داستان‌هایی خانگی هستند. اما برخی اشاره کرده‌اند که داستان‌های مارتین ایمز، ریچارد فورد یا فیلیپ روت هم موضوعاتی کاملا خانگی دارند. موضوع آن‌ها، روابط است. آن‌ها این کار را از زاویه دید یک مرد انجام می‌دهند، اما داستان‌های آن‌ها هم کم‌تر از زنان، خانگی نیست. اکنون کم کم دارد جا می‌افتد که نوشتن درباره روابط، لزوماً به معنای خانگی بودن داستان نیست. منبع: شهرزادنیوز